تبليغاتX
دلمه

دلمه

اینجا آخر خطه؟! یعنی رسیدیم آخر و دیدیم که خبری نبود یا آخرتری هم وجود داره؟

ترمز رو می کشیم. پیاده می شیم. یکم راه می ریم. قراره چند دقیقه دیگه سوار شیم.

همیشه فکر می کردم کسایی که اینجا ایستادن آدم های بزرگین. خیلی بزرگ. و حالا که خودم اینجا می ایستم می بینم... نه اینجا اونقدر ها هم که فکر می کردم آدمهاش بزرگ نیستن. هنوز همون بچه های قدونیم قد که فقط قیافه هاشونو دست کاری می کنن و فکر می کنن بزرگن.

پیش دانشگاهی...همیشه تو ذهنم یه مرز تاریک بین پیش دانشگاهی، ۱۸ سالگی و دانشگاه هست. یه فاصله. انگار که به اندازه ۱۲ سال باید از این فاصله بپری. شاید واسه همین فکر می کردم این آدم ها بزرگن!

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 9:0  توسط پرنیان  | 

دندون عقلامو همزمان جراحى كردم .

ورم كردو شبيه مكعب مستطيل شدم.

 بعد تو هر لپم يه طالبى گنده قايم شد،نامتقارن،وصورتم مايل به يه طرف.

 دماغمم هفته پيش شكست.

 جلو آينه كه مى رم از خنده غش مى كنم،شدم عين غولاى احمق خندون كارتونا!

با لپا و دماغ گنده،لباى غنچه!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 21:5  توسط پرنیان  | 

شاید کمتر کسی باشه که ندونه ۳۰ آذر چه روزیه، اما قطعا تعداد کسایی که بدونن ۱ تیر چه روزیه خیلی کمتر از شب یلداست. شاید به خاطر اینکه حتی اسم این روز هم فراموش شده. روزی که بلندترین روز ساله و مقابل ۳۰ آذر که بلندترین شب ساله قرار می گیره. روزی که روز به طور کامل بر شب غلبه می کنه و از فرداش دوباره روزها کوتاه و کوتاه تر می شن و شب بر روز غلبه می کنه تا یلدا که شب به طور کامل بر روز غلبه می کنه و دوباره...

توی نجوم به امروز می گن انقلاب تابستانی. امروز اول تیر، طولانی ترین روز ساله! روزی که توی تقویم زرتشت به نام خالق جهان اورمزد،ساده شده ی اسم اهورامزدا، نامیده شده. امروز شنبه است. اولین روز هفته. اولین روز تابستون. اولین روز از اولین ماه تابستون، و در یه همچین روزی در همین روز از هفته، شنبه اول تیرماه، من به دنیا اومدم. بیمارستان آبان تهران، بلوار کشاورز. امسال ۱۷ سالم تموم شد و از امروز شروع می کنم به پر کردن ۳۶۵ روز ۱۷ سالگی! راستی، ۱۷ هم اوله!! عدد اول! با این همه چیز که امسال رو اول ایستاده، امیدوارم بذرهایی که تا الان کاشتم رو خوب نگهداری کنم تا سال دیگه بتونم خوب برداشتشون کنم و توی کنکور این اول بودن رو واقعا ببینم!

هرچند که می دونم همه چیز خواست خداست و اگه اون نخواد من هیچ چیز رو نمی تونم تغییر بدم، اما چون از آینده هیچ کس خبر نداره،تلاشمونو که می تونیم بکنیم، ها؟! شاید واقعا بشه شد!


پ.ن:۱. می گن کسایی که عید قربان به دنیا می یان حاجی نامیده می شن.۱تیر ۷۰ عید قربان بود. تو کارتایی که واسه تولدم فرستاده شده نوشتن تولد حاجیه خانم رو تبریک می گیم. هنوز نفهمیدم این تا چه حد راسته!

۲.امروز روز اصناف هم هست!

۳.چند دقیقه بیشتر از روزهای قبل...می خواید توی طولانی ترین روز سال چه کارایی انجام بدین؟

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 8:30  توسط پرنیان  |